سيد جلال الدين آشتياني
143
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
اصل ثابت هر فرد مادى است جامع كثرات و تعينات است . در وقتىكه ثابت و محقق شد كه قيام صور ادراكيه به نفس بهنحو حلول نيست ، همهء اشكالات مندفع خواهد شد « 1 » در صور عقليه نفس به مجرد اضافهء اشراقيهاى كه برايش از ذوات عقليه نوريه كه در عالم ابداع موجودند و نسبتشان به اصنام انواع جسمانيه مثل نسبت معقولات منتزعه به مواد خارجيه است حقايق را شهود مىنمايد « 2 » . ذوات عقليه و مثل افلاطونيه اگرچه به حسب اصل وجود قائم به ذات و موجود متشخص و قائم به نفسند ، ولى نفس به جهت ضعف ادراك و فتور در اين عالم قادر و توانا بر مشاهدهء تام ارباب انواع نمىباشد ، بلكه مشاهدهاش ضعيف و سست و به واسطهء ناتوانى قدرت بر ادراك و احاطهء بر رب النوع ندارد . ضعف ادراك گاهى ناشى از ضعف و ناتوانى مدرك است و گاهى ناشى از تماميت مدرك مىباشد . در پارهاى از موارد صدر المتألهين روى مبناى خود كه علم را خارج از مقولات مىداند ، از اشكالات وجود ذهنى جواب داده است . چون علم نه داخل مقولهء جوهر و نه جزو مقولات عرضيه است ، جوهريت و عرضيت اختصاص به ماهيات دارند . به عبارت ديگر علم در صورتىكه نحوى از وجود و ماهيت به حسب اصل ذات نه جوهر و نه عرض باشد ، بلكه جوهريت و عرضيت تابع وجود باشد ، ماهيات در موقع تبدل وجودات مبدل خواهند شد .
--> ( 1 ) . يكى از اشكالات آن است كه لازم مىآيد ( بنابر قول وجود ذهنى ) نفس هيولى براى صور جوهريه باشد . ( 2 ) . لازم آيد اتصاف نفس به اشيائى كه حلول در آن ندارد و نفس بدون آنكه متلبس به آن باشد متصف مىشود . مثل اتصاف نفس به حرارت و سكون ، زوجيت ، فرديت ، فرسيت ، حجريت اين اشكالات بنابر مذاق صدر الدين شيرازى كه قيام صور را قيام صدورى مىداند وارد نمىباشد .